دو طرفـــه

بارها و بارها، مردی بود،که زنی را دوسـت داشت.
بارها و بارها، زنی بود، که مردی را دوست داشت.
بارها و بارها زنی بود و مردی ، که مرد و زنی را دوست داشتند،دوست نداشتند!
اما یکـــــبار ، آری شاید تنها یکبار
مرد و زنی بودند ، که یکدیگر را دوست داشتند .
++ درخت که می شوم تــو پائیزی ! کشتی که می شوم تــو بی نهایت طوفانها !
تفنگت را بردار و راحت حرفت را بزن!

/ 7 نظر / 20 بازدید
ذره

سلام عبارات جالبی بود با مطالبی پذیرای شما هستم ممنون

عطرباران

کاش مردی بود که زنی رو درک میکرد که احساسش رو میفهمید که ............ کاش مرد وزنی بودند که همدیگررو برای وجود خودشون میخواستن کاش....... تفنگت رو برداروخلاصصصصصصصصص![چشمک] هردو نوشته عالی بود انگار بغض توی گلوم باز شد...

maaasaaa

محی دوس دارم بزنمت.انقد دلخورم که نگو:-@

maaasaaa

چه رسم تلخیست تو بی خبر از من و تمام من درگیر "تو" !

ماسا

علامت تعجب نشو.میزنم کاغذ دیواری شیا...

خلوت نشین

وبلاگ خوبی داری به منم سر بزنم اسمایلی سوت زدن و رد شدن و این حرفا :دی

maaasaaa

چون دلتنگتم...