چهلمین از بی تو بودن

آدم ها می آیند زندگی می کنند میمیرند و می روند...
اما
فاجعه زندگی تو آن هنگام آغاز می شود
که آدمی می میرد
اما
نمی رود می ماند...
و نبودنش در بودن تو چنان ته نشین می شود
که تو میمیری در حالی که زنده ایو او زنده می شود در حالی که مرده است...


ثمینه ی ثمینِ منْ: 
40 روز از رفتنت گذشت اما من نگاهت را در نگاهِ نازدانه ات "هرروز" میبینم...زنده و شفاف و روشن . . .

++روزگار نبودنت را برایم دیکته می کنــد...
و نمره ی من، باز می شود صفـــر...
هنوز...
نبودنت را یاد نگرفته ام!!!

/ 0 نظر / 26 بازدید