الان اینجا! همینجا...

تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که
ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنتــــــــــــ
اندازه می گیری ! حساب و کتاب می کنی ! مقایسه می کنی !
و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا
که 
زیادتر دوستش داشته ای ، که زیادتر دل داده ای ، که زیادتر گذشته ای ، که زیادتر بخشیده ای حتی قدر یک ذره …
و کــآش یـشود آنجـــآ صبـــر کنیم! تــرازوهــآ را به زمین بگذاریم ، چشمانمان را ببندیم و فقـط به دوست داشتن فکر کنیم....به دوست داشتنمان....کاش!

 

پی نوشت: باید تصمیمی گرفت. و بازی را تمام کرد! باید بازی را تمام کرد! 

پی نوشت: برزخ....

/ 3 نظر / 16 بازدید
دفتر آبی

دوست داشتن ترازو نمیخواهد دلــــ میخواد میزانش دلــــ , محکشــ وفاداری , قیمتش جانـــ . وقتی حساب و کتاب میکنیم که هنوز شکــ داریم ! به خودمان , عشقمان و به آینده !!! پ.ن : درد را از هر طرف بخوانی درد است پس عوض کن واژه هایت را آرزو نوشت : میدانم می ایی و سلام آرزومند بی قرار را پاسخ میگویی سلام زیـبا یک بهار شکوفا شد . یک تابستان سبز شد . یک پاییز خزان شد . یک زمستان سپید شد. یک ســــــــــال تمام شد . بهار یعنی نو شدن , بهار یعنی عوض شدن . نــو کن نگاهت را به هستی عوض کن باورهای غلط زندگیت را . سال نــــــو گوارایی وجود نازنینت نازنین [گل]

سمانه

سال نوت مبارک... عیدی هم دادمااااا[مغرور][قلب][بغل]

گلهای ناممکن

ی وقتایی نگران میشم وقتی میام اینجا... آدم یاده ccu می افته..