کجاآباد

از یک جائی به بعد انگار آدم چند تا می شود ... 
یکی اش با گریه می دود رو به عقب ... ،
یکی اش با ترس پیش می رود ... ،
خـــودش هم می ایستد هاج و واج ...
جائی که اصلا معلوم نیست کُـجـــاست ....

پی نوشت :تــوو دلــم نَقــل ِ یه حـــرفایی هست...که بگـــم میـــری ، نگم میمیـــرم!ناراحت

/ 1 نظر / 17 بازدید
mahsa.tanha

سالگرد اولین گریه ات مبارک عشقم:-*