تا سه نشه..!!

وقتی که شانه هایم
در زیر بار حادثه می‌خواست بشکند
یک لحظه از خاطر پریشان من گذشت

                     " بر شانه های تو "

بر شانه‌های تو

می‌شد اگر سری بگـذارم

و این بغض درد را
از تنگـنای سینه برآرم به های های

آن جان پناه مهر،

 شاید که می‌توانست

از بار این مصیبت سنگـین آسوده‌ام کند...

من سرگذاشتم بر شانه های تو...{#emotions_dlg.e11}

دو سال از پیوندمان گذشت
ای کاش گذر زمان در دستم بود تا لحظه های با تو بودن را آنقدر طولانی میکردم
که برای بی تو بودنم وقتی نمیماند

این هم دومیش! دومین سالگرد زندگی مشترکزیر یک سقف دیروز گذشت! حالا باز هم من و تو بیشتر از همیشه...


پی نوشت: وقتایی که یک جاروی ساده به خانه میزنم چشم ندارم ببینم کوچکترین خرده ای روی زمین بریزد که مبادا زحمتم به هدر رود...حالا حسابش را بکن خانه تکانی کرده ام...!!!

/ 20 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمانه

وای محیا چقدر زرنگی تو.. من که هیچ وقت به خودم نبینم خونه مو تکونی بدم.. مطمئنم خونه م کپک میزنه[نیشخند][مغرور]

مژده

انگار به شما هم باید تبریک گفت...[لبخند][گل]

محمد مهدی

سلام سالهای سال در کنار هم خوش و سر حال باشید. [قلب]از همدیگه و زندگیتون خیر و از بچه ها و نوه ها و عروس و دامادای خوبی بهره مند بشید[نیشخند]50 سال دیگه عکسی از پیری هم بزنید[خنده] در هر حال دومین سال زندگیتون مبارک

خلوت نشین

به به آبجول گلم مبارک مبارکه[قلب][نیشخند] منم یادته وقتی عروس شدی دو سال پیش بود تازه با هم ریفیق شده بودیم آخه[شوخی] ایشااله صدو بیس سال خوش و خرم با هم باشید. دوستت دارم آبجی ناز[ماچ] سال تحویل واسه ما هم دعا کن بلکه گشایش شه و ....[خجالت] فدات. در پناه خدا

شكلات

یا حضرت عباس[نگران] حالا ببین یه بار تمیز کاری کرد تو عمرشا[منتظر]

شكلات

سالگرد عروسیتون مبارک...بعله دیگه تا سه نشه بچه نشه...حافظا. یادته؟؟؟؟؟یادته؟؟؟؟چه روزایی بود اون روزا که تو عروسی کردی..یادش به خیر مادر..............چقدر دعا کردیم در حق آقا کاظم اومد تورو گرفت از ترشیدگی در اومدی.....واقعا تو بهش مدیونی..حالا بدو برو یه ماچش بکن دختره خوب..یالا...پاشو....

شكلات

تو این عکس هم خیلی خوب افتادید....فقط تو یه خورده بد حجابی....که اونم می دونی که شبه عروسی همه به عروس محرمند دیگه....نه دادا؟ راستی..عید نمیاید اصفهان..اومدید قدمتو روی چشم...! سال نو پیش پیش مبارک....![نیشخند]

سمانه

[ماچ][قلب]دلت بسوزه.. چشات بپره بیرون.. دیگه هم نشه برگردونی سرجاش.. بترکییییییییییییییییییییییییییییییییی در کل.. آجی فاطمم داره میاد شیراز پیشممممممممممممممممم [بغل][ماچ] دستم میومد.. عروسیمو مینداختم جلو.. تا آجی فاطمم بهش برسه.. دیگه تو کامل بترکی.. حیفففففففففففففففف[نگران]

خودم

به امید سالی سرشار از خوبی ها

سودابه

سلام خانوم طلا[قلب] با تاخیر دومین سالگرد ازدواجت رو تبریک میگم [بغل][ماچ]