درد نگفتن

یک جایی نشسته ام که...
یک حرفی دارم که...
به یک چیزی نگاه میکنم که...
یک حسی دارم که...
یک لبخندی روی لبم هست که...
یک چیزی در دل دارم که...
یک کسی بر سر راهم قرار گرفته که...
یک غصه ای دارم که...
آخ... چرا انقدر از من دوری که اینقدر "به تو نمیتوانم بگویم ها" در وجودم جا مانده؟؟؟

_________________________________
پینوشت: یک توضیح اضافی هست که مدتیست نمیدانم بگویمش یا نه؟ یا اصلا چطور بگویمش؟!
بعضی ها،خیلی وقتها، به من میگویند تو یکجورهایی مینویسی که آدم نه میفهمد خطابت با کیست، نه میفهمد نهایتش میخواهی به که، چه بگویی؟! حتی گاهی خودم،شخصا، دیده ام آنها که مرا -شاید به خیال خودشان و یا شاید واقعا- میشناسند نوشته ای را به خود می گیرند حالا یا برداشت خوب میکنند و خوششان میاید یا برداشت خوبی نمیکنند و اینجا هرچه لایق خودشان هست نثار بنده...!!
حتی چندباری شد چندنفری به من گفتند "توبا همسرت مشکلی داری؟!"-العیاذبالله!-
میدانید من دوست دارم این نوشتن را!مخاطبان من شاید با یک پست گاهی به 10 هم برسند و همین مرا بسنده است!
باور نمیکنم که هر آدم متاهلی که وبلاگ دارد لزوما باید همه پستهایش رابرای همسرش بنویسد! یا نمیتوانم سرهرپست توضیح بدهم این نوشته مخاطب خاصش کیست چون گاهی دوست دارم خود مخاطب (یامخاطبانش) درکش کنند حالا ان وسط اگر هم مضافا کسی چیزی را به خودش میگیرد چیزی به گردن من نیست!
سخن کوتاه!...یعنی همین!

پس نوشت: راستی! چه کسی بود صدا کرد...؟!

یاعلی

/ 5 نظر / 13 بازدید
ترنم باران

سلام خانوم طلای نازنینم [بغل][ماچ][قلب] کاش فاصله ها اینقدر زیاد نبود تا میشدکه ... عزیزدلم همه ی ما بلا استثنا درد های نگفته ایی داریم که فکر میکنیم حتی با گفتنش هم دردی دوا نمیشه ... اما در عوض خدای مهربونی داریم که یاد ونام و درد دل کردن با او داروی هر دردیه اینو فراموش نکن [ماچ] منم ادبیات نوشتاری تو رو که انحصاریه خیلی دوست دارم پس خیالت از طرف من راحت [چشمک][مغرور] هر طور دوست داری بنویس دیگه حداقل حق داریم که توی این دنیای مجازی واسه خودمون و دل خودمون بنویسیم و نخواهیم به کسی جواب پس بدیم [پلک] صدا؟؟ تو هم شنیدی...؟ [نیشخند][ماچ]

فاطمه

سلام اجی مقصر خودتی که همه رو گیج میکنی[نیشخند]چرا گردن مخاطب میندازی[زبان]

فاطمه

اینهمه صغرا وکبری چیدی اخرشم نفهمیدم مخاطبت کیه!!!!!!!!!!!!!![قهقهه]

فاطمه

افرین دقیقا با مامانی موافقم بنویس مام نمیگیم مقصودت کیه بخدا راست میگم!یه جوریم این حس کنجکاوی رو سربه نیست میکنیم![نیشخند][شیطان] خودتم میدونی تا الان اصلا نپرسیدم از طرف من خیالت تخت[قلب]

شعیب صفری

سلام [متفکر] ها اینا که وگفتی یعنی چه؟ [ابله] بنظر من شما خانوما اصولا حرف زدنتون انحصاریه و کژی رایت داره و کسی جز جنس خودتون ازش چیزی نمی فهمه! دروغ می گم بگو؟[نیشخند] من با این همه تجربه و قدمت رابطه م با (...) هنو نمی فهمم چرا ناراحته گاهی, چرا می خنده؟ چرا عصبیه؟ اصلا چرا... جالبه خودتون بصورت فول اتومات برمی گردین سر روال قبلی و نرمال!!!! یادم باشه یه ژست مفصلاَ روش بحث کنم[چشمک]