بازگشتی در راه است؟/است!

باید به فکر تنهایی خودم باشم...

دستِ خودم را می گیرم و از خانه بیرون می زنیم.

در پارک ، به جز درخت ، هیچ کس نیست!

روی تمام نیمکت های خالی می نشینیم

تا پارک از تنهایی رنج نبرد

 دلم گرفته

یاد تنهایی اتاق خودمان می افتم و از خودم خواهش میکنم

به خانه بازگردد .....

 محمدعلی بهمنی

پی نوشت: روزهــآیِ پایانی!...

پی نوشت: نگــآه کن ! تمامِ هستیَم خرابــــــــــ میشود...

/ 1 نظر / 36 بازدید
دفتر آبی

تنها و جدا ار تن ها بمان روزی تور را عاشق میشوم با سیبی که در دست داری پ .ن : روزهای پایانی برا من با روزهای آغازین فرقی نمیکند وقتی هنوزهم حسرت بی تو بودن درد میکشد در من