سلــــآم!

 آدم هــا -زود یا دیر- بالــاخـره یـک روز از سـفر بر مـیـگـردنــد...

پس...مینویسم باز!

به حرمت نفس های مانده ات..
به حرمت غم های سنگینه روی دلم..به حرمت همه شادی ها!
مینویسم باز به حرمت همه ی روزهایی که توی غم همراهم بودی.به حرمت خوش ها!
مینویسم به حرمت همه دوستی ها و حتی به احترام عداوتها...
می نویسم باز...
می نویسم از گذشت روزها ، از دوستی که عدو شد و بعد سبب خیر! از تلنگری که همیشه منتظرش بودم و بالاخره رسید...زد توی صورتم بدجور با دست آهنین و من بیدار شدم...

بیـــــــــــــدآر...که ببینم توی سالهایی که گذشت چی کردم با خودم ، با تو ،‌با همه نعمت ها ، با آرزویی که حالا محقق شده بوده و من نمی دیدمش...

بیـــــــــــــدآر...که یادم بیاد : ((و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا)) رو باز باید تا ابد روی چشم گذاشت...

بیـــــــــــــدآر...که بفهمم عشقی که دروغی باشه دروغ میگه بی باک از تو از همه!

بیـــــــــــــدآر...که بعد از اشتباه پشت اشتباه، دستم رو دآآآآآآآآآغ کنم تا هنوز دآغی روی پیشونیم نیومده و حالا خط بکشم دور هرکی و هرچی سبب همه اشتباهات شده بود و دست توی دست تو به سمت خوشبختی...

 پی نوشتـــ:

+امروز بعد از یک گشت و گذار توی تمام لینکا و دوستا دیگه نتونستم دووم بیارم! می خواهم بــــآز بنویســم از نــــو! می خوام بــــرگــــردَم : ) **قـــدری متفاوت**

++بــآشـه مَــن به تــو نـــمیامــ ، اَمـّـا دَمــت گَرمــ ، تــو بـه خودتــ بیـــا...!! : )

+++واقعیـــت را بی خیـــال؛ بیـــا دو نخ رویـــــــــا بکشیـــم...!

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
خلوت نشین

سلام به روی ماهت به چشمون سیاهت خوش اومدی آبجول گلم :*

آسمان

سلاااااام بانوووو خوبی؟؟؟ ممنون که سر زدی...کلیـــــــــــــــــــ ذوق کردم :) بازم بیا اون وراااا

م.عروج

یکی می گفت اگه می خوای یه معتاد ترک کنه به تخت نبندش!!! . ببندش به در اتاق که با هر بار باز و بسته شدن هی بره و هی بیاد!!!! . فک کنم باید ترکت بدم! . البته من که ترک نکردم خودم. می خوای آدرسم رو برات بزارم؟ آدرس جدیدم رو می گم ها [چشمک] . اگه دوست داشتی خبرم کن

فاطمه

سلام ابجی نازم خوبی/ ایشالاسال خوبی روشروع کرده باشی.. من چه میدونستم نزدیک منی یخرده از اون مسیجات خرج کن وامار بگیر[خنده]

فاطمه

فکرکردم واقعا از نت رفتی ولی الحق که مثل خودم معتادی داداش غایب از نظرا همه جا میاد الا وب من نامردی یعنی این[زبان]

دلم واست تنگ شده بود

امیرزا

شنیده بودم " یخرج الحی من المیت و مخرج المیت من الحی" ولی خدایشش ندیده بودیم! چیه فکر کردی ارثی چیزی داری ترسیدی بخوریمش؟؟؟ تو اون عدم اعتقادات به ماوراء ک هروقت من برنامه ریختم برا اون پاستیلات منصرف شدی از مردن!!!!! بابا حلوای رفیق ی مزه ی دیگه ای داره....بفهم!!!!

...عزیز قدیمی

گذر میکردم ناگهان به سرزمین شما رسیدم، خوشحالم که آباد شده است افکارت برای آبادیِ ویران شده ی ما هم دعاکن، که عجیب سست شده استحکامش!! آرامشت برقرار[گل]