پــایـــآن.

داستان از این قرار بود : فرشتــه نمی توانست آدم ها را دوست نداشته باشد و آدم ها نمی خواستند همه با هم دوست داشته شوند...این شد که تصمیم گرفت مدتی بخوابد ! نمی داند چند روز ؟ شاید روزی بیدار شد و دنیا به شکل دیگری بود و قلب آدم ها . . .

++تمام شد...زانوی عروجمان را شکستند، شاید هم شکستیم!...

باشد روزی دیگر، جایی دیگر پر بگیریم به برکت بالهایی الهی...

طلب حلالیت از دوستان و التماس دعای همیشگی...


یاعلی

+کامنت ها خوانده و پاسخ داده میشودلبخند

+ دوست خوب قدیمی بی نامم...پیام خصوصیت را بارها میخوانم...نگرانیت شیرین ولی کاش بجای ابراز این دلتنگی بی نام قدری نزدیک تر میشدی! شاید میدیدی دوست قدیمی الغدیریت(!) چقدر دلش برای یک دوست واقعا صمیمیِ نزدیک که خنجرش زیر لباسش پنهان نشده تنگ است...

بعد نوشت: چمــــــدان بسته ام و عازم سفر شده ام . غـزل و خلوت و...خدا!

/ 24 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام محیا جان زیارت قبول [گل] چشمت روشن [قلب]

ح‌س‌ی‌ن

سلام... ز چ رو؟ به چه علت؟ چرا؟!

زهره

کجا رفتی؟[ناراحت][گریه]

خلوت نشین

باهت قهرم خب قرار بود برگردی :(

عطر باران

سلام عزیز دلم[قلب] ای باباااااااا قلبم گرفت پیش تو میام نیستی پیش فاطمه میرم نیست پیش .... میرم نیست خب من گناه دارم ها [پلک][چشمک] محیا جون همیشه به یادتم ودعاگوت [ماچ] مراقب خودت باش[گل]

مهدی زارعی

سلام و وقت به خیر ! پنجره ی "آخرین دقیقه های آخرالزمان" باز و بسته شد. سر زدنتون باعث خوشحالی و افتخاره. در پناه خدا...

فاطمه

سلام اجی گلم خوبی؟ خواستم قبل از مسافرتم بیام واسه تبریک سال نو[لبخند]سر سفره یاد منم باش جیگریی[ماچ] نوروز پاسداشت عشق های کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند. پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی.[ماچ]

عطرباران

[بغل][ماچ][قلب][گل]

آمیرزا

اطلاعیه: در پی عروج ناگهانی زانوی دوست جوانمان،آلنیلام،اعلام میداریم مجلس یادبودی در منزل شریفشان ب صرف نهار منعقد می گردد. زمان:پنج شنبه ساعت 12ظهر.

مریم

سلام سال نو بر شما و خانواده ی گرامی مبارک بهارت پر از شکوفه سالت پر از خیر و برکت لحظه هات مملو از آرامش و نور محیا جان کی از غار تنهایی بیرون میای ؟ [نگران][قلب] همش تقصیر قاصدکه ! [زبان]